پیام‌هایی به کودکان تجدید، ایالات متحده آمریکا

۲۰۱۴ اکتبر ۱۲, یکشنبه

Adoration Chapel

سلام، عیسی که در مقدس‌ترین قدس حاضر هستید. بسیار خوب است که با شما، پروردگارم، اینجا باشیم. من از تو عشق می‌ورزم و به تو تقدیر می‌کنم، خداوند همه چیزها. تشکر برای آنکه امروز با تو هستیم.

«سلام دخترم. متشکرم که در این جا حضور داری.»

تشکر از قدس‌خانه مقدس صبح و موسیقی زیبای گروه کودکان را دارید. آنها با چنین شادمانی و خوشحالی آواز خواندند، پروردگارم. بسیار بلندآوازه بود و الهام‌بخش. نمی‌توانستم فکر نکنم که مادرم و مادربزرگم چقدر از آوازخوانی‌شان لذت می‌بردند و نواختن (نام حذف شده). او بسیار تالنت دار است، پروردگارم. تشکر برای هدیه موسیقی، عیسی. خوانش‌ها نیز زیبا بود، دربارهٔ جشن‌وعده‌ای که قلبم را به سوی آسمان برد تا جایی که در پادشاهی تو زندگی خواهیم کرد یک روز، پروردگارم. من از تو عشق می‌ورزم و تقدیر می‌کنم که برای ما هر بار که قدس‌خانه برگزار می‌شود، یک جشن‌وعده آماده کرده‌اید. تشکر از قربانی شما، عیسی. تشکر از آنکه بدن، خون، روح و الهیت خود را به ما دادید وقتی مقدس‌ترین قدس را بنیان گذاردیدم. چه هدیه بزرگی برای جهان! تشکر، عیسی!

عیسی، هفته گذشته بسیار سخت بود در بسیاری از جنبه‌ها. لطفا این هفته و دخترم را یاری کنید، پروردگارم. صلح خود را به ما بفرستید، پروردگارم. نمی�بازی که شما گفته‌اید هدف آن نجات روح است، اما آیا می‌توانید با من برای حمل این بار کمک کنید؟ اگر نکنید، شک دارم که قادر نخواهیم بود از هفته‌های گذشته مانند دو هفته اخیر عبور کنیم. خوشحالم که آنچه را که می‌توانم انجام دهم، پروردگارم، ولی ضعیف هستم و در تحمل آزار نمی‌توانستم خوب باشم. من به خودت فکر کردم که باید در این زمینه زندگی‌م بهبود یابم، اما تنها راه برای بهبود چیزی تمرین کردن است. این کاری نیست که می‌خواهم آن را انجام دهم، پروردگارم. با همه‌ی این‌ها، هیچ‌چیز نسبت به آنچه دیگران تحمل می‌کنند نیست. لطفا منو یاری کنید، عیسی و اگر میل شما باشد، اجازه دهید این دوره از رنج زودتر بگذرد. اگر نه، هدایایی بیشتر برای حمل این صلیب بدهید. عیسی، آیا امروز چیزی برای گفتن به من دارید؟

«بله فرزندم. بسیاری چیزها داریم که گوییم و بسیار چیزهایی داریم که با هم بحث کنیم. تو رنج کشیده‌ای، کوچک‌ام. از هر آزمون و صلیبی که تحمل می‌کنی آگاه هستم. همراهت هستم. من دیدم این دوره از رنج بر رویتو سنگین است، و اینکه نمی‌توانی پناهگاهی یا جایی برای گذاشتن بار خود حتی به مدت چند دقیقه پیدا کنی. این ممکن است خسته‌کننده باشد، کوچک‌ام.»

عیسی، من یک مکان آرامش یافته‌ام، اگرچه فقط به مدت چند ثانیه؛ در دعا و تفکر. قدس‌خانه نیز بسیار مفید است و آنجا آرامشی می‌یابم.

«بله فرزندم اما حتی در قدس‌خانه برای تو بسیاری از تفرقه‌ها وجود دارد، این درست نیست؟»

بلی، خداوند. بعضی از آنها هستند، من موافقم. ممکن است که نتوانستم فکرهای خود را مانند معمول آرام کنم، به دلیل تنش.

“فرزندم، یادآور شو آن لحظه‌ای که چشم‌هایت رو قبل از خروج از ماشین در پارکینگ بسته بودی و تصویر پدرم تو رو نگهدارنده دیدی. آیا این لحظه را به خاطر می‌آوری؟”

بله، خداوند. من یاد دارم. یک احساس عمیق آرامش و تسلیم شدن به خدای پدر بود. از او خواستم که مرا در همه جاهایی که باید بروم آن روز حمل کند و فکر می‌کنم چیزی مثل این گفته‌ام؛ اگر

تو نمی�بر، پدر من قادر نخواهم بود یک قدم بردارم. نتوانستم از این ماشین بیرون بیایم، خداوند اگر تو موافقت نکنی که مرا حمل کنی. بدون تو، پدر، نمی‌توانم این کار را انجام دهم.

“او درباره‌ی آن چه گفت، فرزند کوچک من؟”

که هر قدمی از راه رو حامل می‌کند. نه تنها مرا حمل خواهد کرد بلکه تأمین و حفاظت هم خواهد کرد. آرامش روانم را فرا گرفت، خداوند و احساس کردم که انرژی کافی دارم تا بیرون ماشین بیایم و به ساختمان وارد شوم. نمی‌توانستم تمام روز و بار کاری سنگین، مهلت‌ها و مشکلات رو در نظر بگیرم اما پیش روی بود. بجای آن برای بقا فقط می‌تونستم فکر کنم از پارکینگ عبور کردن و ورود به ساختمان. somehow, من فهمیدم که توانایی گذرانیدن این روز را با خداوند پدر دارم که مرا در بازوهای خود حمل می‌کند.

“بله، فرزندم. همینطور باید هر روز زندگی رو نزدیک شو. از پدرت، خدای تو خواستار حامل شدن باشی. همه بارها، نگرانی‌ها و اندیشه‌هایتو به من بیاورید و در پای صلیب مقدس‌ام گذاشته‌اید. من برایت هستم و این زمان سخت رنج را که از توی می‌پذیرم، برای خیر جانهای دیگر قبول می‌کنم، فرزندم. من، عیسی تو رو تشکر می‌کنم که موافقت کردی تا کمی بیشتر تحمل کنی. یادآور شو، فرزند کوچک من، من نمی�برت این کار رو تنها انجام دهی. سایر روح‌ها را فرستاده‌ام برای توی دعا و اعمال نیکوکاری.”

بلی، تو کرده‌ای، خداوند. از برادرانم و خواهرانم که به مرا کلمات تشویق داده‌اند، برای من دعای کردند، نیکی نشان دادند، آغوش‌هایشان رو به مرا دادند بسیار سپاسگزار هستم. توسطت، خداوند، چنین مبارک شده‌ام. متشکر از عشقت و رحمتت. اکنون می‌بینم که چقدر مهم است دیگران را تشویق کنیم و یک نگاه خوشایند یا عمل نیکوکاری ارائه دهیم. وقتی در رنج هستم، خداوند، این چیزها بسیار معنی دارند. سپاسگزار از نمایش دادن این به من.

«فرزند من، شاد هستم که این درس مهمی را فهمیده‌ای. به تو، دخترم، هدیه تشویق دادن به دیگران داده شده‌است. تو نگاه خوشایند و گوش فریبی در یک پایه ثابت ارائه می‌کنی. از نوشتن این کلمات تردید نداشته باش، دخترم، زیرا من می‌خواهم همه فرزندانش را بفهمند که چقدر مهم است تا برای یکدیگر حاضر باشند. گوسفندی کوچکم، دقیقاً حالا وقتی که با صبر گوش دادن به دخترم (نامش پنهان شده‌است) بودی و او دردهایش و بارهای‌اش را با تو تقسیم کرد، کمک کردی تا بارش سبک شود. او بسیار از دست دادن استقلالش رنج می‌برد. این یک صلیب سنگین برای کسی است که تمام عمر بزرگسالی خود مستقل بوده‌است. دیدی دخترم؟ صبرت، مهربانی‌ات و همدردیت به او اجازه داده‌اند که بداند که کسی هست که مراقبت دارد، کسی که او را به عنوان شخص می‌بیند، یکی که در انسانیتش با او مشترک است. فرزند من، بسیار زیادی از مردم رنج بری هستند، ناامیدگی و انزوا دارند. حتی کسانی که انتظار ندارم نیز چنین انزوایی دارند که احساس نمی‌کنند چیزی برای زندگی کردن وجود دارد، اگرچه به دیگران ظاهر خوب نشان می‌دهند، اما در درونشان حس بی‌هوپ بودن دارند. خودکشی در جهان افزایش یافته‌است و این یک مشکل بسیار جدی است. نور، عشق و رحمت باشید برای دیگران. فرزند من، هدایایی مانند آگاهی، حساسیت، تشویق، مهمانی‌گری در دنیا در زمان حال بسیار اهمیت دارد و نیاز هستند. این یک دورهٔ بسیار ناگوار در تاریخ است، زیرا بسیاری از روح‌ها در تاریکی راه می‌روند. به تو اجازه داده‌ام که این تاریکی را احساس کنی، فرزند من. تنها برای رشد خودت این حالت درون روحت مجاز شده‌است، گوسفندی کوچکم. هرگز تو را ترک نکردم. واقعاً نزدیک‌تری از قبل هستم، اگرچه می‌پنداری که دورتر از تو هستم. اعتمادت به من هیچ‌گاه لرزیده نیست و تضمین می‌کنم این دورهٔ رنج در زودی پایان خواهد یافت. برای مدتی کوتاه‌تر بمان، عزیزم، و زودا Jesus تاریک ابری را که احساس می‌کنی بر فراز خودت بلند کند. آیا این کار را برای Jesus تو، دخترم؟ من با تو هستم، دستت را گرفته‌ام، کنار تو راه می‌روم، دخترم. هیچ چیزی ندارید ترسیدن در حالی‌که من به طرفیت هستم.»

بله، خداوند. این کار را برای تو خواهم کرد، اما بر تو حساب دارم که هر لحظه با من باشی. خداوند، لطفا رؤیاهایی که شب‌ها می‌بینم از من دور شوید. حتی در خواب هم آرامش ندارم، خداوند. اجازه بده به مراقبت آرامشی که عادت کرده‌ام داشته باشم، خداوند، اگرچه روزها تغییر نمی�دهد. تحمل‌پذیر خواهد بود، خداوند، اگر فقط می‌توانستم کمی بخوابیم.

«بله، فرزندم. در هنگام خواب شب‌ها تو را از توهین‌کنندگان محافظت خواهم کرد. این کار را انجام می‌دهم.»

از شجاعت‌ات برای من تشکر می‌کنم، کوچکم. به تو و همه بچه‌های تجدید خودم که صلیب‌هایشان را با خوشی بر دوش می‌گذارند، سپاسگزاریم. بسیاری از روح‌ها از قربانی‌هایی که انجام می‌دهید و صلیب‌هایی که پیشکش می‌کنید بهره‌مند هستند. اطمینان دارم، کوچکم گوسفندی، جامعه‌های در حال دریافت نعمت‌ها و لطف‌ها از این همه قربانیان و صلیبی است که ارائه شده‌است.»

سپاس خداوند که رنج ما معنی و مقصد دارد. تو را دوست داشتم، پروردگار. سپاسگزارم که هر صلیب را اندازه‌گیری و وزن می‌کنی تا اطمینان حاصل شود که برای بچه‌هایت خیلی سنگین نیست. سپاس‌گزاریم به عیسی که بارهای صلیبی ما را سبک‌تر می‌کند. سپاس خداوند که همسرم و خانواده‌م از من دعا می‌کنند. لطفاً افراد دیگری را برای تشویق و دعای دخترم فرست، پروردگار، زیرا او در کارش با بسیاری دشواری مواجه است. به وی نعمت‌ها بفرستید، پروردگار تا بتواند در ایمان خود ثابت قدم باشد و سعی کند تو را خدمت کند، پروردگار. او بسیار زیباست، پروردگار، و من از قلبم دوست دارم.»

«بله، دخترم. با وی هستم و گام‌هایش را هدایت می‌کنم. همچنین توسط فرشتگان نور محافظت شده‌است.»

سپاس خداوند. عیسی، آیا چیزی دیگر دارید که به من بگویید؟

«بله، کوچکم گوسفندی. ادامه دهید خانه‌ات را آماده کنید. شروع می‌کنی در مورد زمان انتقال شک کرد. همان‌طور که قبلاً تشویق کرده بودم عمل کن. با این‌که خلاف منطقت است، اما من فهمیده‌ام، ولی زمانی مانند آنچه بحث کردیم است.»

پروردگار، آیا اجازه می‌دهید تا بعد از اول سال منتظر بمانیم؟ پس از کریسمس دشوار خواهد بود که آن را فهرست کنیم.

«دخترم، بهترین کاری است که قبل از پایان سال همان‌طور که پیش‌تر پیشنهاد کرده‌ام آن را فهرست کنید. اما اگر تصمیم به یک هفته دیگر بگیرید، من زمان نتیجه برایت مانند آنچه گفته بودم مدیریت می‌کنم. ولی بیشتر تأخیری نکنید. برنامه‌م کامل است؛ زمانی هم کامل است. هنوز بسیاری از تو و همسرت درخواست دارم و خداوندی رحیم هستم.»

سپاسگزارم، پروردگار. یک هفته تفاوت بزرگی در کاهش فشار خواهد داشت. پروردگار، لطفا همه چیز را به لحاظ زمان‌بندی ساخت خانه‌های ما تنظیم کنید تا مجبور نشویم نقل مکان کنیم و برای مدت کوتاهی خانه‌ای اجاره بگیریم. این می‌ماند مانند زودگویی منابع، عیسی. لطفاً در کمیسیون مداخله کرده و تمام پیچیدگی‌ها را کاهش دهید یا از میان بردارید تا بتوانیم فرایند ساخت شروع کنیم. پروردگار، من می‌دانم که درسی هست که به ما آموخته‌اید و این زمان را برای افزایش اعتمادمان به تو داده‌اید. اگر زمان نیاز باشد تأخیر کند، خوب است. لطفاً اجازه دهید در جایی که هستیم کمی بیشتر بماند تا خانه‌ی ما فروخته نشود و هیچ‌جا نرویم. عیسی، من به تو ایمان دارم و می‌دانم توانایی حرکت کوه‌ها را داری. من

می‌بینم خواسته‌ای از ما برای قدم زدن با ایمان بدون زمین زیر پا پیش رو هست. تنها درخواستی که دارم این است که همه چیزها را به نفع تو و نیز روح‌های ما و آینده‌ی ما تنظیم کنی. عیسی، من به تو ایمان دارم.

«دخترم، همه چیز خوب خواهد شد. اعتماد کردن به من یعنی همچنین اعتماد داشتن به زمانی که انتخاب می‌کنم. تو که دیگران را تشویق می‌کنی تا در من اعتماد کنند، ناامید نخواهی شد. از تو درخواست دارم که نگران خانه‌ی خود نباشی زیرا آن نیز تحت مراقبت من است و پروژه‌ها و مأموریت‌هایی که به تو سپرده‌ام.»

همه چیز خوب خواهد شد.»

سپاسگزارم برای اطمینان‌هایت، پروردگار. می‌نماید نیاز بیشتری به تشویق دارم حالا که در این جو غبارآلود هستیم. همه چیزها از من دورتر نشان داده شده‌اند، پروردگار، زمانی‌که پیش‌تر امور آسمانی دسترس بودند. نمی‌توانستم این حالت روحی خود را توضیح دهم. هیچ کلمه‌ای نیست برای بیان آنچه می‌گذرم. تو می‌دانی چه تجربه‌ی دارم، پروردگار، و ساده‌ترین راه توصیف آن رنج است.»

«دخترم، صلحت و نزدیک بودن به من که احساس می‌کنی، اعتمادی که در من داری، برای مدت کوتاهی از تو گرفته شده‌است. تجربه‌ای کوچک را دارید که دیگران نیز دارند که در من ایمان ندارند.»

ای خداوند، این را نمی喻د. هنوز قادرم به دعا هستم، اگرچه اغلب متفرق می‌شوم. همچنان صدایت را در دل خود شنیدم و می‌توانستم وارد مکان آرامش درون روح من بشوم که تو آنجا ساکن هستی، اما نه همانند پیش از اکنون. احساس نمی喝د که حضورت را از من کشیده‌ای. ندانم چه معنایی داری یا چه اتفاقی رخ داده‌است، مگر اینکه در صلح نیامدم و دعا می‌کنم ولی آرامش نمیبیاورده. فکر کردم این به خاطر آشوب اطراف من است. این را تاریکی حواس نمی喝د که اخیراً آموختم بعدا از آن عبور خواهم کرد. آیا همین چیز هست، خداوند؟ شبیه نیست اما حقیقتاً اکنون خیلی روشنفکرم نیستم.

«فرزندی من، بله، این همان چیزی است که تجربه می‌کنی. درجات مختلفی از این حالت روح وجود دارد؛ ولی و اجازه نمی喝م تا کاملاً در تاریکی غرق شوی. اصطلاحی که استفاده کردی «ابری» توصیف دقیقیست. ادامه بده به اعتماد کردن به من، گوسفندی کوچکم و تو را با امان از این زمان تاریکیت درون روحت عبور خواهم داد. این یک شکل ارزشمند رنج در پادشاهیم است. وقتی قادر نیستی دعا کن، صدا بزن به قدیس‌ها که برایت خواهند دعا کرد. همه چیز خوب خواهد بود، فرزندی من. همه چیز خوب خواهد بود.»

بله، عیسی. اگر تو می‌گویی، ایمان دارم و از این آزمون تشکر می‌کنم، به خاطر عشقت که کافی است تا زمان ابری را برای پاکسازی من بفرستی. خداوند، برای آن‌ها دعا می‌کنم که تو را نمی�شناسند، تو را دوست ندارند، به تو ایمان ندارند. چقدر زندگی‌شان سخت باید باشد. چه غمگین روحشان باید باشند وقتی صدا زده‌اند تا شخص دستش برسد و خدای خود را جستجو کند. صداهایشان را بشنوئی، خداوند، زیرا می‌خواهند توسطت محبوب شوند، اما نمی�شناسند چگونه به تو برسند. رحمت بفرمایی، خداوند. نور عشقت را برایشان نشان بده تا ببینند که تو کجاست، خداوند و نزدیکتر از تو باشند. دل‌هایشان را به گرمی عشقت باز کن. دردناک است بدونت بودن، عیسی. دردی! نمی�هم آن‌ها دور از رحمتت و عشقت باشند. عیسی، همه ما را در قلب مقدس رحمتی خود بپوشانی. فرزندانت را در پناهگاه قلب مقدس تو امن نگه دار. به خاطر قلبت عاشق هستم، عیسی و همان‌جا می‌خواهم بودم. هر ضربان دل کوچک و ضعیفی من با توی هم ریتم باشد، خداوند. خداوند، این هفته چه کاری برایت کنم؟ در خدمتت هستم، عیسی و در خدمت پادشاهیت تو.»

«پسرم، کسانی را که تو را آزار می‌دهند بخشید. از خداوند درخواست کنید تا آن‌ها را دوست داشته باشی که قصد دارند به تو زیان برساند. ادامه دهید و لطف و تشویق خود را به دیگران ارائه دهید، حتی اگر دل شما بی‌حس شده است. سپاسگزاریم دخترم برای لطفت به (نام مخفی). این همان چیزیست که از تو در هفته آینده می‌خواهم، دخترم. بسیار سخت‌تر است تا با کسانی که رنج کشیده‌اند و آنها را با عشق بشنوید، لطف نشان دهید. بر روی انجام آن تمرکز کنید، بدون توجه به رنج خودتان و بسیاری دیگر جان‌ها نجات خواهند یافت. رحمت من را برای همه‌ای که ملاقات می‌کنی بیاور، دخترم. در این کار سخت از تو کمک خواهم کرد. بسیار زیادی از تو خواسته‌ام، می‌دانم اما با تو هستم و با هر یک از فرزندان خود هم هستم. صلیبت را بردار، دخترم و به تملق برای گذاشتن آن مقاومت کنید، حتی وقتی که برادر یا خواهرت است که تو را آزار می‌دهد. صبر کن زیرا من همراهت هستم.»

سپاسگزاریم عیسی. از اطمینان‌های شما بسیار سپاسی دارم، خداوند. سپاسگزاریم که ما را هرگز رها نمی‌توانید، خداوند خاصاً در زمان سختی‌مان. خداوند، لطفا به کسانی کمک کنید که با جلسه کمیسیون بی‌قرار و خشمگین هستند. برای آن‌ها بسیار سخت است، خداوند که خانه‌های خودشان را ترک کرده‌اند تا نزدیک مکان جامعه شما باشند. آنها را تشویق کنید، عیسی. یک احساس تازه از تعهد و اعتماد به تو و زمانت بدهید. ما را کمک کنیم دوباره وحدتی را پیدا کنیم که می‌خواستیم داشته باشیم، خداوند. من دعا می‌کنم، عیسی تا همه ما این دوره انتظار را تحمل کنیم. احتمالاً کوچک‌تر است در مقایسه با آنچه خواهیم تجربه کرد از آزمون‌ها در آینده. به ما کمک کنید تا از این زمان نگرانی و تنش عبور کنیم، خداورد. همراه (نام مخفی) باشید در هر تصمیمی که می‌گیرد. او را برکت‌هایی بدهید که نیاز دارد روزانه، خداوند هنگامی‌که رهبری جامعه جوان مادرت انجام می‌دهد. خداوند، ما بسیار دوست داریم اراده شما را بکنیم. به او کمک کنید وقتی‌یکه برای جامعه ما اراده تو را جستجو میکند. من درخواست کمک از شما دارم، خداورد.»

«دخترم، من با (نام حذف شده) هستم و او را هدایت می‌کنم. او در حال آزمون است و من در این فرایند او را شکل می‌دهم. برای کسانی که در موقعیت‌های رهبری هستند، بسیاری از صداها وجود دارد که مشاوره زیادی دارند. به پسرم بگوید تا جهت خود را در دعا جستجو کند. نیاز بیشتری به دعا هست تا صدای من شنیده شود. ادامه دهید و برای (نام حذف شده) دعا کنید و می‌خواهم شوهرتان نیز از او حمایت کنند. در موقعیت کنونی شما، آسان‌تر است که دیدیم هیچ برنامه پنهانی ندارید. می‌خواهم هر دو به (نام حذف شده) در این زمان بحرانی کمک بیشتری بکنید تا شکل‌گیری و برنامه‌ریزی جامعه مادرم و من انجام شود. عزیزانم، من یسوع بسیار از حمایتی که برای (نام حذف شده) و دیگران ارائه کرده‌اید راضی هستم. می‌دانم شما سخت کار کردید تا بی‌طرف باشید، با هر عضو جامعه متحد شوید، برای آنها دعا کنید، تشویقشان بکنید و آنان را دوست داشته باشید. پسرم وظیفه بسیار دشواری دارد و من همیشه نزد او خواهم بود. خوب است که بیشتر از این به دعا ادامه دهد تا اطمینان یابد که هدایت و راهنمایی من با وی هست. بدون توجه به زمان در دعا، من او را هدایت می‌کنم. آسان‌تر است صدای من شنیده شود وقتی کسی آرام باشد و وقت تنها با من بگذارد. مادرم با (نام حذف شده) به یک شیوه خاص همراهی می‌کند. (نام حذف شده)، پسر وفادارم، صداهای من و مادرم را بشنوید. هر بارانگیزتی و تصمیم خود را به من بسپارید. از سنت جوزف بگوید تا شما را هدایت کند، همان‌طور که او خانواده مقدس را هدایت کرد. نمونه سنت جوزف را دنبال کنید که در موقعیت محافظت از مادر مقدسم و من بود. باید پستور و حفاظ کننده جامعه مادرم باشید. این برای شکل‌گیری جامعه‌اش ضروری است. پسرم، حتی بیشتر از حالا به دعا بپرداز. با کمک دعا، شرایط دشوارترین و پیچیده‌ترین روشن می‌شود. همان‌طور که من بر کوه رفتم، جدا از شاگردان خود تا دعا کنم، شما نیز باید هر روز برای چند لحظه آرامش و تنهایی جستجو کنید. همه تصمیمات را به من بسپارید پسرم و من راهنمای تو در مسیر درست هستم. پس از وظیفه شوهرت و پدرت، نقش رهبری این جامعه دومین است. با شما می‌رویم پسرم. به ما اعتماد داشته باشید و مادر مقدس پاکمان. اغلب به دعا برگردانده باشید. ما دوست داریم. همراهتان هستیم و هرگز ترک نخواهیم کرد.»

مرسی، یسوع برای کلمات تو برای (نام حذف شده). همچنان در قلب روح من متحرک می‌شوم از لطفت و رحمتت. مرسی خداوند که به زندگی ما دخالت نزدیک داری. تو عشق کامل هستی، نجات‌دهنده‌ام. مرسی!

«خوش آمدید دختر شکرگزارم. بسیاری را می‌خواهم از شما و شوهرتان و در عوض بسیار به شما می‌دهم. خدایت نمی�بهد در لطف. دوست دارم پسرم، دخترم. برای گفتن «بله» به من تا زندگی‌های خودتان را در خدمت پادشاهی‌ام تغییر دهید، سپاسگزاریم. قبلاً گفته بودم که بسیاری فکر خواهند کرد شما فرار می‌کنید. اما واقعیت این است که شما مستقیم به خط مقدم نبرد رفته‌اید. بیمناک نباشید فرزندانم. با شما هستیم و پیش از شما خواهم رفت.»

“عیسی، آیا می‌توانم یک سوال درباره جلسهٔ جامعه‌مان که برای برخی باعث ناراحتی شد بپرسم؟”

“بله دخترم.”

آنچه به بعضی گفته بودم این‌که احتمالاً بخشی از برنامه شما است و ممکن است مریم مقدس ما را محافظت کرده باشد؛ درست بوده‌است؟ آیا این مطابق با برنامه تو، خداوند، انجام شد یا اشتباه هستم؟ هر دو صورت، در برنامه‌ات اعتماد دارم. فقط می‌خواهم بدانم.”

«تو در آنچه گفته‌ای درست بودی، فرزندم. توسط روح‌القدس الهام گرفته شدی و همه چیز که گفتی از من بود. هر گامی دردناک در این فرایند مطابق با طرح من بوده‌است. تنها من دل‌های مردان را می‌دانم. فقط من نتیجه هر تصمیم و زمان‌بندی آن را می‌دانم. خواستار هستم تا تمامی فرزندانی که در جامعه‌ام هستند، نمونه‌ای از اعتماد باشند. در آینده نیز بیشتر نیاز به اعتماد خواهد بود. همه بر این دوره انتظار و فرایند دردناک آماده‌سازی و برنامه‌ریزی برای جامعه مادرم بازنگری خواهند کرد و یک روز یاد می‌آورند که چگونه حتی زمانی‌که چیزها متفاوت نظر می‌رسید، ارادتم انجام شد. آن‌هایی که کمبود اعتماد داشتند بهتر از بار دیگر اعتماد خواهند داشت. آنهایی که در من اعتماد داشته‌اند بیشتر در اعتمادشان رشد خواهند یافت. جامعه مادرم حاصل خواهد شد، فرزندانم. این زمان مهم تشکیل را با اضطراب و ترس پر نکنید. اجازه ندهم تا دشمن من و شما هیچ جایگاهی در دل‌ها و ذهن‌هایتان پیدا کند زیرا باعث سردرگمی می‌شود و بر صلح و وحدت که برای شما آرزو دارم تأثیر گذار است. به این دوره آزمون مانند یک کوچک‌ترین شیب در راه مسافرت ما با هم بنگرید. وقتی شیبان را دیدید، خودتان را مطابق آن تنظیم کنید. بیشتر دعا کنید، قربانی‌ها نذریده‌اید. این شیبان را همچون کوچکی برای خداوندتان بداند زیرا خدای بزرگ هستی و هیچ چیز به اندازه کافی بزرگی نیست که من بتوانم با آن برخورد کنم. حتی یک مانع بزرگ برای شما نیز کوچک‌ترین تپه‌ای است برای من، یک دانه اگر می‌خواهید. مسئله اصلی این نیست که مانعی چه باشد بلکه سطح اعتماد در من وقتی مانعی پیش آمده‌است. خواستار هستم تا فرزندانم هر بارری و مشکل را به جای درست قرار دهند. دعوت نمی‌توانم از فرزندانی که زیر پناه مادرم تشکیل جامعه بدهند، برای دیدن شکست شما باشد. هیچ‌گاه فرزندانتان را برای شکست آماده نکردم. باید یکباره «بله» خودتان را به من بگویید و هرگز پشت‌نشینیده‌اید. ایمان کودکی کوچک در مورد مادرم و من داشته‌باشید زیرا می‌توانیم با همه چیز، خاصاً برنامه‌های ما، اعتماد کنیم. فرزندانم، شما را توبیخ نمی‌کنم یا سرزنشیده‌ام بلکه فقط دعوت کرده‌ام تا از دیدگاه من ببینید. مقدس‌ترین مادرم برای من بسیار گرانبها است. جامعه‌های او در چشم‌هایم ویژه هستند. تشویق می‌کنم که اعتماد داشته‌باشید، دعا کنید، عشق بکنید و آرام باشید. اجازه دهید به من کار را با زمان‌بندی درست انجام دهم. یادآور هستم که بسیاری دیگر نیز در این جامعه دخیل‌اند و آنها را هم دوست دارم. آرزو دارم تا تبدیل شوند و هرچه بیشتر از پسران‌ام (نام‌ها حذف شده) برخورد کنند، بیشتری برکت دریافت می‌کنند. نمونه‌های ایمان، عشق، شجاعت، اخلاق و همه ارزش‌های انجیلی من نور به روح دیگران می‌رساند. آنها برادرهایتان و خواهرهایتان هستند، فرزندانم و دوست دارم که دلشان توسط نور عشقی تبدیل شود. نمک زمین و نور جهان باشید، فرزندان جامعه‌ام. در من اعتماد داشته‌باشید. در مقدس‌ترین مادر پاک مریم نیز اعتماد کنید. او حکیم، پندارمند و محبت‌آمیز است. به جامعه‌اش همان‌طور که به کلیسایم هدایت می‌کند. همه چیز خوب خواهد شد. برای من تصمیم بگیرید. در من اعتماد کرده‌و شک نکنید از بله‌ی شما. دوست دارم و

من باقیمانده‌ام را رها نخواهم کرد. به یاد آورم، جان‌ها در خطرند.»

متشکریم خداوند برای کلمات حکمت‌آمیز شما، درس‌های عشق و دیدگاه‌هایتان. روشنایی می‌بخشید وقتی چیزهای غیرقابل فهم هستند. متشکرم خدای من و پروردگارم! دوست دارم تو!»

«و من نیز از تو عاشق هستم دخترم. اطمینان داشته باش که همه چیز خوب خواهد شد. ادامه دهید به راه رفتن با اعتماد در هفته‌ای که پیش رو دارید کار. دعاهای پسرم، شوهرت را می‌شنوم و نیکویی قلبش پر از عشق برای تو و دخترت است. دعاهایش بسیاری از قدیسان آسمان را برمی‌خیزد تا به سرنوشتم شما کمک کنند و در نتیجه بسیاری از آن‌ها نیز برای تو دعا می‌کنند. با این رنج یک مدت دیگر ادامه دهید دخترم که همه چیز زودتر رفع خواهد شد. جامعه‌یت بسیار سودمند است، اگرچه نمی‌توانی این را ببینی. دوست دارم تو و از عشق‌ات و خدمت‌ات سپاسگزار هستم.»

«تو را در نام پدرم، در نام من و در نام روح‌القدس مبارک می‌کنم. با صلح من بروید. با عشق من بروید. برای دیگران نور باشید. همراه تو راه می‌روم و اگر نیاز باشد نیز تو را حمل می‌کنم.» (نظریه)

متشکریم یسوع من. دوست دارم تو!

«و من از تو عاشق هستم.»

منبع: ➥ www.childrenoftherenewal.com

متن این وب‌سایت به طور خودکار ترجمه شده است. از هرگونه خطا پوزش می‌طلبیم و لطفاً به ترجمه انگلیسی مراجعه کنید