عیسی در تو! وقتی به خیریت من میروی، من نیز به تو خواهم آمد. چه دردی است، فرزندان عزیزم!
دلم قلبهای شما را گمشده در دست کسی که شما را به گلوی خود کشیده و دیگر نور نخواهید دید!
فرزندانم، زمان پایان مییابد، قلب بیعیب و نقص من برتری خواهد یافت! تنها آنها که در من ایمان داشتهاند، به من وابسته شدهاند و به من اعتماد کردهاند، فرزندان خداوندی از عشق نامحدود خود، برتری خواهند یافت.
دستانم جهان را شکل دادهاست، مخلوقاتم توسط دستهایم طراحی شدند! روحم را در خلقتها قرار دادم، همه چیز که من بود برای شما بود، اما روزی قلبتان به فریب یک موجود جهنمی تسلیم شد که توانست تو را بر اساس تصویر و شباهتش بسازد و از من دور کند. حالا تو متعلق به او هستی! با اختیار خودتان تبدیل به او شدهاید!
چه میتوانم بگویم اگر شما مرا پذیرای نکنید؟
چه باید کنم اگر شما مرا دوست نداشته باشید؟
چه چیزی را میتوانم در تو قرار دهم اگر قلبتان زندانی زنجیرهای جهنمی اراده خودتان باشد؟
"کسی که علت شر خودش است، برای خودش گریه کند!"
کوه من نشانهای از شناسایی عشقم خواهد بود.
قلب بیعیب و نقص من به قلهاش بالا میرود و غیرقابل لمس خواهد شد! قلبم براق خواهد شد! زیباییش جهان را دلسوز خواهد کرد! قلبم با عشقی برای شما سوختهاست! همه چیز از من خواهید دید! فقط در من، رحمت نامحدودای که هستیم خواهید دید.
پیش من زانو خواهی زد، از آب زندگی خواستن میکنی و من تشنگی تو را با چشمهام، منبع آب زندگانی خواهم شست! عشق من تو را خواهد شست و به محبت و وفاداری صادقانه به من برگشتهای. بازوهایم برایت گشاده است، تو را در خود میگیرم,... ما در اتحاد عشقی خواهیم بود.
کوه من یک "اسلحه" علیه کسانیست که تو را ناپاک کردهاند.
همه ترسها را به شادی و عشق تبدیل خواهم کرد، هرکس که به کوه بیاید در من خواهد بود، زیرا او را انسان جدیدی میسازم.
دل من در آسمان با عنوان "نشان" از یک خداوند عاشقی نقش بسته است. رحمت الهیم زیباییای بیان خواهم کرد که در چشمهایت روشن خواهد شد، چشمانی که نور حقیقت را بازتاب میدهند. عشق به دام افتادهای و دوباره من رو نخواهی گذاشت.
پایان بدکاری است؛ دنیا شیطان پایان یافتیه; امید هیچگاه برای او داده نمی喷د.
“زنجیر عشق بینهایت من” را بر شر میگذارم، و دوباره به زنجیری که شکستن نخواهد داد.
دستهای من برای همیشه زنجیرهاش خواهد بود!
میپرسم: “عیسی، وقتی میتوانیم کوه را بالا رود تا دلهامانت رو تقدیم کنیم؟”
اینجا هستم که به تو بیام و همه چیز در تو خواهد بود، زمان رسیده است، نشان من باید برایت آشکار شود، عشق من بر زمین تابان میکند.
من از کلمات خود فراتر نخواهم رفت که شما به قله ظهور خواهید رسید. با مریم مقدسترین و مادر من و مادرتان، زمان جدیدی آغاز میشود، زمانی برای شکست نهایی دشمن. دروازههای عشق بیحد را برای تو باز خواهم کرد.
قلهی خودم را به دل پاکیزهٔ خود تقدیس خواهم کرد، دیگر «قلهگلگوتا» نخواهد بود، عشق بیحد من آنجا قرار خواهد گرفت، هر کس که پا بر این قله مقدس میگذارد نجات پیدا خواهد کرد، زیرا من او را نجات خواهم داد.
اینجا عیسی به کشیشی سخن میگوید که ما در مأموریت دنبالش هستیم.
پسرم، هیچوقت روز ۱۷ مارس ۲۰۰۵ را فراموش نکن. من همانند یک پدر خواهم بود و منتظر پسر خود خواهم ماند.
هرگز دلت و بکارت تو در آن که باید درون خود قرار دهی، خاموش نشود. پسرم، به تو میگویم، و آنچه من میگوم نباید پاک شود: من هستم!
خداوند با عشق آمد و از شما خواست عشق را، اما عشق برای خداوند نبود؛ اکنون مسیح دوباره آمده است و از تو درخواست عشق دارد. بازگشت من با جلال خود پایان مییابد!
مردمان، ناکارآمدان نباشید، من نور جهان هستم، نجات و عشق برای قوم خویش. شما به سوی من پاک و شفاف خواهید برگشت، در نور خودش وارد خواهد شد.
عیسی تو را دوست دارد!
منبع: ➥ ColleDelBuonPastore.eu