مردمی که دوست دارم:
تو را بسیار دوست دارم، فرزندان دل من! محبوبانی، تو را در صلیب من دوست دارم، مبارکین من.
شما وارد یک لحظه جدید میشوید، لحظهٔ لحظات، که در آن پیش هر کدام از شما باقی ماندهام و تمامی سپاههای آسمانی خود را برای کمک به مردمم فرستادهام.
مردمی من مانند طلا در قلیبی آزموده خواهند شد؛ گندم باید بهترین کیفیت داشته باشد، چون پیش از این هیچگاه در تاریخ بشریت چنین نبود.
با قوت، با قدرت و عظمت آمدهام، احاطه شده توسط همه، تمامی جملات آسمانی من که آمدن من را اعلام خواهند کرد، تمام خلقت را لرزاندند، مانند این لحظهٔ حال که قلب فرزندانم باید در برابر خداوندی من لرند، نه از ترس بلکه از عشق.
محبوبانی، صدای سکوت را خواهید شنید، در این لحظه شما به سکوت آگاه میشوید… من فراخواندهام و همچنان در در فریاد زدهام؛ آنهایی که در نمی�برند، سکوت را بشنوند و بدانند. آنها از آنچه پیش خواهد آمد ناامیدی خواهند شد; بدون ایمان به کمکم بیابان شده و رها میشوند.
چون آب از کانال خود جاری است و هر چیزی که در کنار آن قرار دارد را رشد میدهد، همینطور آب اراده من یک چشمه نامتناهی حکمت و هدایای روح القدسم هست.
انسان فراموش کردهاست که زندگی بزرگترین هدیهٔ پدرم است و علیه آن عمل میکند، علیه روحالقدس ما عمل میکند,
و کسی که گناهکار به روی روحالقدس ما باشد، صدای سکوت را خواهد شنید.
محبوبانی من، این نسل دلم را میخورد دیدن آن کاملاً تغییر یافته، کاملاً بیآبرو شده و گمراه؛ مردی که تازه از دست پدرم آمدهاست و مرد امروزی، کاملاً متفاوت با آنچه پدرم آفرید.
محبوبانی من:
شما باید به سوی اتحاد با اراده من پیش بروید، فقط بدینسان و تنها بدینسان شما
هدایا و فضایل لازم برای مواجهه با آن لحظات را که ایمان در عمق آزموده خواهد شد کامل دریافت خواهید کرد.
پسرانی! مردم من باید وفادار و غیرقابل تحرک باقی بمانند، و این فقط توسط کسی که مرا عمیقاً نمی喻د، خود را کاملاً در ارادهام تسلیم نکرده است، به حفاظتم اعتماد ندارد و دعوت محبتآمیز مادرم را نادیده میگیرد.
پسرانی! شما چگونه شدهاید؟…
پسرانی! خودتان را در دست چه کسی گذاشتهاید؟…
پسرانی! چقدر بهتازگی از تو میخواهم، چقدر تو را فوت کردم!…
ای مردم کور و کُره و بیسواد! که برای نجات شما کلام خود را آوردم
از هلاکت! اما آنرا نادیده گرفتید…
همچنین، چشمههای بیانتهای رحمتم در هر لحظه بر شما جاری است، لیکن رحمت من به زمین میافتد زیرا فرزندانش را نمی�ذیرند، بلکه در گناهها و خطاها جدید و ناپاک غرق شدهاند.
این مسیحت برای کودکانش قبل از انکار، پیش از فراموشی و سرسختی ادامه دادن به چسبیدن به خدایان دنیاوی کاذب رنج میبرد.
چقدر ارزش خدا فلزی برای انسان خواهد بود وقتی اقتصاد جهانی لنگر کشیده و بر زمین افتاده باشد؟
قدرتی که بزرگترین قدرتها دارند،
هنگامیکه خودشان با یکدیگر مبارزه میکنند تا یکدیگر را سرنگون کنند؟
چقدر ارزش داشتن غرور انسانی خواهد بود وقتی توسط دست خودش تازیانه خورده باشد؟
پسرانی محبوبم:
قوم من باید مرا عمیقاً بشناوند و کاملاً در ارادهام وارد شوند,
آنها باید آنرا با شتاب پذیرفته باشند، چنانکه اگر این لحظه میآیم، همچون اینکه شما در آخرین لحظهاید و از آن آگاه هستید.
زمان بهصورت سخت بر نسل خود علامت گذاری کردهاست بهعنوان نتیجه سختی که با این نسل سفر کرد تا اراده پدرم را ویران کند، و در این لحظه باید آنچه متعلق به اوست را برگرداند…
من یک کلیسای مقدس میخواهم…
من از یک کلیسا که به کلام من اطاعت کند، آنکه فرمانهای من را دنبال میکند و سکرامنتها را دنبال میکند.
سکرامنتها…
من از یک کلیسای خواهمی که به دریافت من تشنه است، یک کلیسا که برای کلام من تشنه است، یک کلیسا که پاک و مقدس است و عشق میورزد به ارادهی من، کارهای ارادهی من را انجام میدهد، وفادار به ارادهی من است…
من از یک کلیسای خواهمی که چیزهایش دنیاوی و زمینشناسانهاش را ناپسیدهاست، یک کلیسا کاملاً روحانیست، یک کلیسا که در هر لحظه وارد ارادهی من میشود و بدون ارادهی من هیچ راهی نمیتواند پیدا کند…
من از آن کلیسای خواهمی که با شاگردانم بنیان گذارد، همان یکتاست که بنیان نهادم، میخوام دوباره به دست آورم.
من نیازی به آرامیها ندارم، من نیازی به معبدهای بزرگ ندارم، من برای آن معبدی آمدهام که هر یک از شما هستید، برای معبد درونیشان که باید با ارادهی من در آنجا سلطنت کنم.
عزیزانم، در لحظهای که نزدیک میشود، خواهید دید نیروهای را که تمام ساختار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و ظاهراً روحانی «پیشگویی کاذب» یا آنکه تخت من را غصب خواهد کرد -- از انتیکریس سخن میگویم -- آماده کردهاند. بنابراین به شما آمدهام تا با فوریت دوباره به سوی من برگردید.
من در این لحظه پیش هر یک از شما هستم، بازوهای خود را برای
پذیرفتن شما بدون دیدن یا توجه به هیچ گناهی که دارید، بلکه رحمت من، شما را در برابر من میبیند، حقیقتاً پشیمان و با تصمیم محکم اصلاح، عشق میورزد و استقبال میکند، دعوت میکند و دوست دارد.
وای به مردمم که صداهای من را نمی�یدهاند! و چون مرا ندانستهاند، خواهند پنداشت که در انتیکریس مرا شناسایی کردهاند و با دزدیده شدن توسط او از کذبش بیحسی شده، خودشان را به دردناکترین آزارهایی که خواهد کرد تسلیم میکنند، یک حکومت واحد تخت من و سرزمینم را غصب خواهد کرد، یک حکومت واحدی که سعی دارد عصای من را براندازد. مرد نافرمانی دچار رنج خواهد شد و با عدالتام سریعاً به نجات جانها خواهیم آمد.
عشق من فراتر از تحلیلهای انسان است؛ عشق من بینهایتست و هیچ کشیشی نمی�اید آن را کامل توصیف کند. رحمتم مرزهای نامحدود دارد و عدالتام بهطور ضمنی عشق بینهایت من برای هر روح را دربرمیگیرد.
عزیزانم:
داخل خودتان آماده شوید. آنچه مادی است، مادی است و مانند همه چیز که
مادی است، نابود خواهد شد. مردم من از کمک من برخوردار خواهند بود، اما شما در عمق روح خودتان با روحالقدس من متحد شدهاید، برای همه آنچه رخ دادهاست منتظر باشید، زیرا من درون شماست.
در یک قلب واحد و وحدت عشق بیحد و حصرم که دیوار ناپذیر و غیرقابل حرکت خواهد بود متحد شوید. کسی که در اطاعت زندگی میکند، در وحدت باقی میماند.
این لحظه نیکویی، خیرخواهی، ایمان، امید، عشق است و این لحظهٔ اطاعت از کلامم است تا متحد شدهاید، به پیروزی من آواز بخوانیم و با دست انسان همه آنچه که دشمن روح توسط آن گرفتهاست را بازگرداندم.
من خدای شما هستم.
برای یکدیگر دعا کنید، برای یکدیگر خدمت کنید,
چون این پادشاه ملوک و ارباب اربابان باقی میماند و همیشه خواهد ماند.
در نام پدر، در نامم و در نام روحالقدس شما را برکت دهم.
سلامت من، قوت من و شجاعت من با شماست، مردم من.
عیسیتان.
سلم مریم پاکیزه، بدون گناه زاده شدهاید.
سلم مریم پاکیزه، بدون گناه زاده شدهاید.
سلم مریم پاکیزه، بدون گناه زاده شدهاید.