شبهه، بیست و هشتم دسامبر سال دو هزار و سیزده: (بچههای مقدس)
عیسی گفت: «قومم، یوسف توسط فرشتهای در خواب از خطر هیرود مطلع شد تا من را با مادرم مقدس به مصر ببرد. من آنجا ماندیم تا هیرود بمیرد و خانوادهام به ناصره بازگشتند. این بچههای مقدس بیدفاع بودند علیه وحشتناکی سربازان هیرود که دستور داشتند همه نوژادان زیر دو سالگی را کشتند. امروز در کلینیکهای سقط جنینی شما همان وحشتناکی پزشکان را میبینید که سر کودکان را خرد کرده و بدنهای کوچکشان را از رحم بیرون آوردهاند. سقط جنین یکی از بدترین جرمهاست که میتوانید مرتکب آن شوید زیرا من مسئول تولد هر کس هستم و شما تصمیمگیری در مورد مرگ آنها دارید. وقتی این بچههای بیگناه و بیدفاع را کشتید، برنامهام برای زندگی هریک از آنان را رد کردید. یک بار که بارداری رخ میدهد، روحی به تخمدان حاصل شده قرار داده میشود و فرشتهای نگهبان آن جدیدترین زندگی است. وقتی جنین سقط شود، فرشتهٔ نگهبان این زندگی به سوی آسمان بازمیگردد تا شاهد باشد که یک زندگی سقط کردهاست. این گناههای سقط جنینی بر روی ملتی سنگین هستند که قوانین یا تصمیمات دارد که چنین کشتار را مجاز میداند. وای آمریکا برای اجازه دادن و حتی تبلیغ چنین جرمهاست. کشورت به خاطر خون در دست شما غمگین خواهد شد. لطفا برای توقف سقط جنین دعا کنید و این بیعدالتی را علنیاً اعتراض کنید. اگر هیچ کاری دربارهٔ کشتار بچهها نکندید، آنگاه سکوتتان تأیید این جرایمه قتل است.»
عیسی گفت: «قومم، من انتخاب داشتم که چگونه میآیدم و خود را به جهان معرفی کنم. میتوانستم با قدرت و کنترل بسیار در یک کالسکه سلطنتی بیامد اما تصمیم گرفتم به عنوان نوزاد متواضع در استبل آیم. تصمیم گرفتم تمرکز بر تحویل پیامهای عشق انجیلام داشته باشم، و اعلام کنم که پادشاهی خدا نزدیک است. من قدرت را بر شیاطین و جهان دارم، این دلیل آنست که شیطانها را بیرون آوردم، مردم را درمان کردم و حتی طوفانهای دریا را آرام کردم. نمی�دیده بود تا خدمت کنند بلکه برای خدمت به گناهکاران آمدم. سرانجام، مرگی دیدیم تا برای گناهات شما فدای شوم و فرصت نجاتی در آسمان را همهمان ارائه میدهم. عشق من را بر تو تحمیل نکنم اما آرزو دارم که از خویشتن خود به خاطر عشقت بیاوردی. انتخاب داری یا با عشق قریبالوقوعت باشی، یا با غضب شیطان در آتش جهنم باشد که او توی رنج میبیند. روحت برای همیشه خواهد بود، پس توسط اعمالت مقصد را برگزید. اگر منو دوست داریدی و به آسمان آرزو داری، خودت را بر دستان ارادهام سپردهای تا همه چیز از عشق به من انجام دهی. نیتهای دلپذیر در قلبت را خواهم دید که حقیقتاً منو دوست داری. دست بکشید به همسایگان و آنها را نزدیکتر به من آورید، تا تبدیل شوند. آرزو دارم تمام روحها را نجات دهم از جهنم.»