پسرم، تو هیچ چیز را نترسید. اعتماد داشته باش و ناامیدی نشو. تو و دخترم باید همیشه با یکدیگر دعا کنند و متحد باشند. شما باید درخواست کنید، در دعاهایشان اصرار کنید، از من خدایت خود خواستهها بکنید و تردید نکند. شما باید به فضل پسر خداوند مرا برای هر نیازی که دارید بخواهید، پدرتان. تنها بدین طریق میتوانم بین شماست عجائب بزرگی را انجام دهیم تا بزرگداشت نام پسر من و برای جلال من، جلالی خدایتان باشد.
در 07.04.96 - به ماریا دو کارمو
امروز روز تولد مادرم است. او در ایتابیرنگا است. در این روز فریار میگل آنجلو فوت کرد. مادونا به مادرم ظاهر شد و یک پیام را برایش داد:
ادسون برای فریار میگل آنجلو دعا میکند، اما پسرم میگل آنجلو دیگر نیازی به دعای ندارد، بلکه از کسانی که برای روح او دعا میکنند دریافت کرده و آنها را خداوند برای همه ارواح نیازمند در عذابگاه تقدیم میکند.
او از طریق عذابگاه گذشت نیست، بلکه مستقیماً به آسمان رفت. امروز با فرشتهها و قدیسان خدای ما زندگی میکند، زیرا او یک قدیس است. اینجا بسیار خسته بود، اما در آسمان خستگی ندارد، بلکه بسیار فعال است، برای همه کسانی که برای روحش دعا میکنند پیش خداوند مدافع شده و آنها را به خداوند برای ارواح نیازمندترین عذابگاه تقدیم میکند. او یک قدیس است. فوت کرد، اما مرگ یک روش گفتن اینست: از زندگی دنیاویه به زندگی ابدی گذشت و با من خندهدار بود. بسیار دعا کردهاست، باز شده و بسیاری سیناکلها برای جلالم باز کردهاند. من مادونا تسبیح هستم و شما را برکت میدهم: در نام پدر، پسر و روحالقدس. آمین!