من تصویر قلبهای متحد را میبینم. من صدایی شنیدم که آن را بهعنوان خدای پدر شناسایی کردم. او گفت: "فصل قلبهای متحد اکنون است. قلبهای متحد هستند که در بازگشت پسرم غلبه خواهند یافت و سلطنت خواهند کرد. در آن زمان، همه حقیقت این پیامها و ظاهر شدنها را میشناسند و دوست دارند." *
"من این مکان را بهعنوان یک محل خاص و علامت وحدت بین تمام ملتها انتخاب کردهام. بیشتر از دورترین جایگاههای دیگر سفر خواهند کرد. بیشتر در نزدیکی این مکان سکونت خواهد گرفت. من آرد را از کاه جدا میکنم. آنچه شر است آشکار خواهد شد. آنچه حقیقت است روشنایی پیدا خواهد کرد. وجدانها بهدلیل پیامها و حضور آسمان بر ملکه محکوم خواهند شد." ***
"من شما را فراخواندهام تا درک کنید که حقیقت و شر مخالف یکدیگر هستند. خوب از بد با ورود به قلبهای متحد شناخته خواهد شد.*** وارد قلبهای متحد میشوید توسط قلب بیداغ دخترم محض، مریم. من قلبش را پناهگاهت کردهام."
* پیامها از عشق مقدس و الهی و ظاهر شدنها در چشمه ماراناتا و زیارتگاهی.
** اشاره به چشمه ماراناتا و زیارتگاه بهعنوان مکان مورد علاقه آسمان.
*** اشاره به روشنایی وجدانها از طریق پیامهای عشق مقدس و الهی و نعمت دریافت شده از حضور آسمان در مختلف زیاراتگاهی بر ملکهٔ چشمه ماراناتا و زیارتگاه.
**** اشاره به ورود به سفر روحانی پاکدامی شخصی از طریق اتاقها قلبهای متحد، شروع میشود در قلب بیداغ مریم - اولین اتاق.