مریم، پناهگاه عشق مقدس میگوید: "تسبیح بر یسوع."
"دختر عزیز، متوجه شدهای که همه تصاویر من اطراف تو امروز ناخوشایند به نظر میرسند. این است زیرا بسیار کم کسی از نعمتهای ارائهشده در این مکان بهرهمند میشوند.* ما همچنان درمانها و تبدیلات معجزهآسا را ادامه دادهایم - واضحاً، دست خدا که برای لمس بسیاری پایین آمدهاست. اما هنوز هم خیلیها به تأییدها و موافقتهای دنیوی تکیه دارند و بنابراین باور نمی喚ند."
"ما دوباره یک ظهور نزدیک داریم. من برای کسانی گریه میکنم که دیگران را از آمدن اینجا ناامید کردهاند. برخی اطلاعات نادرست دربارهی مداخلهٔ آسمان در اینجا دریافت کردهاند. هرکدام مسئول یافتن حقیقت و قبول کردن اطلاعات به عنوان حقیقت تنها بر اساس کسی است که آنها را گفتهاست."
"شما نمیتوانید حقیقت را با اعتبار مقام خود تغییر دهید. لطفاً دلتان را در باب یونس، فصل ۳ قرار دهید. حتی حاکم نیز کلمات یونس را به عنوان حق و توبه کرد. نتیجهاش این بود که خدا غضبِ خویش را اجرا نکرد. روزگاران امروز، فرزندان من گوش نمی�پند و از نظرات غلط رهبران برای پیشرفت در جهت غضب خدا استفاده میکنند. همین است دلیل اینکه امروز من ناامید بهنظر میرسم. آسمان سخن میگوید اما کمکس پاسخ میدهند. آمدنِ من به تو معنای این نیست که همه چیز خوب و بخشوده شدهاست. شما باید توبه کنید و از رحمت خدا برای بزرگترین و تأثیرگذارترین تا کوچکترین درخواست نمایید. هر دل حساب دارد."
"پسرم با صبر انتظار کرده، اما دیگر بسیار طولانی نخواهد کشیده شد. وقتی دست عدالتِ او را پایین آوردید، متوجه خواهید شد که چقدر درخواستهای من برای شما عاجل بودهاند. بپرید تا دل جهان مانند روزگار یونس پاسخ دهد."
"دلهایشان را با تأییدهای دنیوی پوشیده نکنید، بلکه در خضوع به هشدار آسمان بیندازید."
* وزارت و مأموریت اکومنیکی عشق مقدس در چشمه ماراناتا و زیارتگاه.
یونس فصل ۳+ را بخوانید
خلاصه: توبه و تبدیل مردم نینوا.
سپس کلام خدا به یونس دوم بار رسید گفت: «برخیز، برو به نینوا آن شهر بزرگ و آنچه که از تو میگویم به آنان اعلام کن.» پس یونس برخاست و به سوی نینوا رفت چنانکه خدا فرمان داد. نینوا شهری بسیار بزرگی بود سه روز راه در عرضش داشت. یونس شروع کرد تا وارد شهر شود یک روز راه پیشرفت کرد. سپس فریاد زد: «چهل روز دیگر باقی است که نینوا ویران خواهد شد!» و مردم نینوا به خدا ایمان آوردند، روزه گرفتند و از بزرگترینشان تا کوچکترینشان کفنی پوشیدند. پس خبری به پادشاه نینوا رسید او برخاست از تخت خود لباسش را برداشت و با کفن پوشیده نشست در خاکستر. سپس فرمان داد و اعلام کرد در نینوا: «بر اساس حکم شاه و بزرگانش، هیچکس از انسانها یا حیوانات، گلهای یا چرایی چیزی نخورند؛ نه خوراکی بخوردند و نه آب ببیندند بلکه هر کس و همه جانوران با کفن پوشیده باشند و به خدا فریاد بلند برآورند. بله، هرکس از راه خود بد را ترک کند و خشونت که در دستش است کنار گذارد. چرا میدانیم شاید خدا توبه کند و از خشم شدیدش برگردد تا ما نابود نشویم؟» وقتی خدا دید آنچه کردند و چهگونه از راه خود بد روند، خدا از شرّی که گفته بود به آنان خواهد کرد توبه کرد؛ و آن را نکرد.
+-آیات کتاب مقدس خواسته شده توسط مریم پناهگاه عشق مقدّس خوانده شود.
-کتاب مقدس از ترجمه ایگناتیوس است.
-خلاصه کتاب مقدس ارائه شده توسط مشاور روحانی.