"من عیسی هستم، متولد شده."
"من مهر خود را بر این ملک و بر پیشانی همه کسانی که با دلهای صادق به اینجا میآیند گذاشتهام. تحت حفاظت این مهر، جانها راه نجاتشان را روشن خواهند یافت - راه مشخص شده از طریق پیامهای محبت مقدس. گناهان طولانی مدت در نور قرار خواهد گرفت."
"به شما بگوید که یک دل صادق چیست، زیرا کلید وعده ذکرشده در آن است. یک دل صادق حقیقت را جویا میشود و سپس بر اساس آن عمل میکند. در جستجوی حقیقت، او با نیت تخفیف دادن آنچه صحیح است، خطای ممکن را نمی�دید. او هرگز امکان شکستن هرگونه خطا توسط حقیقت - واقعیت - حقائق را به عنوان قابل قبول میداند. بدین ترتیب، دلش برای عدم باور نیست بلکه برای باور و باز بودن در برابر حقیقت."
"حفاظت این مهر حقیقت را روشن خواهد کرد."
من (مورین) میپرسم: "و همه کسانی که در گذشته آمدهاند؟ آیا وعده به آنها نیز گسترش پیدا میکند?"
عیسی میگوید: "اگر با دلهای باز و صادق بیامدند - بدون میل به تخریب یا عدم باور - آنگاه مهر من بر آنان نیز قرار دارد."
من میپرسم: "و کسانی که فقط پیامها را خواندهاند اما به دلیل مالیات یا مشکلات فیزیکی یا برای هر دلیل دیگری، ساده نمی�دیدن اینجا بیایند؟"
او میخندید. "در آسمان هیچ زمان و مکانی نیست - یاد بگیرید؟ من آرزو دلباز آنها برای حضور در ملک را احترام خواهم گذاشت."
"بیشتر، میافزایدم که همه کسانی که این مهر روحانی دارند مانند یک مهر بر قلب من قرار گرفتهاند."
او میخندید و رفته.