عیسی با قلب خود را که دوباره توسط خارهای تیز احاطه شدهاست، میآید. او میگوید: "من عیسی هستم، متولد شدگان."
"من آمدهام تا به شما کمک کنم درک کنید که کسانی که خود را 'کاتولیک' مینامند اما با خطا زندگی میکنند، پنهان ماندن را آرزو دارند.* برنامه آنها این است که موقعیتهای بالا در کلیسا بدست آورند تا از طریق آنها دیدگاههای لیبرال خود را تبلیغ کنند."
"پس وظیفه باقیماندهٔ وفادار من این است که خطاهای آنها را حتی در برابر آزار و شکنجه آشکار سازند. این بخشی از مأموریتم در اینجا است. چون ما برای حقیقت ایستادهایم، انعکاس این حقیقت چشمهای لیبرالها را کور کردهاست.** وقتی آنها به مأموریت حمله میکنند، سعی دارند چشمان خودشان را از نور حقیقت پنهان کنند. قدرتمندتر باقیماندهٔ وفادار من باشد، قدرتمندتر نور حقیقت در جهان خواهد بود."
"پس فهمید که باید باقیماندهٔ وفادار من پنهان نماند بلکه شجاعانه در نور حقیقت ایستاده باشند. بیشتر و بیشتر، آشکار شود که دو کلیسا وجود دارد که خود را کاتولیک میدانند. دشمن نمی�باید کار خودش به صورت علنی فاش شود. باید باقیماندهٔ وفادار من آنرا آشکار سازد."
* آرزو برای پنهان ماندن یک فضیلت است، اما فقط وقتی که در حقیقت توبه مقدس و عشق مقدس زندگی میکند، بدون اینکه به نظر برسد ولی از پشت صحنه (با دعا، قربانی و کمک منابع و استعدادها) تلاش کند تا وحدت کلیسا را تقویت کرده و آنرا تقسیم نکند.
** عیسی بیشتر به کسانی اشاره دارد که در موقعیتهای بالا کلیسای هستند و ریشهدار در تبلیغ یک برنامه لیبرال یا "پیشرفتگر" علیه تعلیم حقیقی ماجستری در سنت ایمان.