پیام‌هایی از منابع مختلف

۲۰۲۶ ژوئیهٔ ۱۵, چهارشنبه

پدر والرین جنکو در آسمان ترفیع می‌گیرد

پیامی از سوی خداوند ما عیسی به والنتینا پاپانگنا در سیدنی، استرالیا در ۵ ژوئن ۲۰۲۶

پدر والرین جنکو در آسمان ترفیع می‌گیرد

در طول هفته، یکی از ایمیل‌های بی‌شماری که دریافت کردم، از بانویی از وطن من، اسلوونی بود.

او درباره پیامی که در ۲۷ مارس ۲۰۲۶ از خدای پدر دریافت کردم برایم نوشت، به‌خصوص آن بخشی که او به وطن من، اسلوونی، اشاره می‌کند. در آن پیام، او گفت:

«در مورد والنتینای ما در اینجا، سرانجام مردم اسلوونی کلام مقدس و حقیقی مرا از طریق نوشته‌های او کشف می‌کنند. تا کنون، آن‌ها هر کلمه‌ای را رد می‌کردند، اما اخیراً برخی از آن‌ها پیام‌ها را کشف کرده‌اند و از این بابت بسیار خوشحال هستند، اما برخی هنوز دور مانده‌اند.»

آن بانوی اسلوونیایی پس از خواندن این پیام، در قلب خود احساس کرد که باید این پیام را منتشر کند. او کپی‌های زیادی تهیه کرد و آن‌ها را میان مردم اسلوونی توزیع نمود.

من از او تشکر کردم و گفتم که همیشه برای وطنم، اسلوونی، دعا می‌کنم.

آن روز چهارشنبه بود و من در فکر آن بودم و با خود می‌گفتم چقدر خوب است که این پیام در کشور خودم در حال انتشار و خوانده شدن توسط مردم است.

صبح جمعه، تمام شب را دچار درد شدیدی بودم. حدود ساعت هفت صبح، درد فروکش کرد و سپس کاملاً از من رخت بربست.

ناگهان خود را در کلیسایی با فرشته یافتم. نمی‌دانستم این کلیسا کجاست. بلافاصله زانو زدم و خداوند را در آیین مقدس‌ترین در محراب ستایش کردم. داخل آنجا چند نفر حضور داشتند.

من تماشا کردم که چگونه پدر والرین جنکو با لبخندی بزرگ از دری یک جانبی این کلیسا وارد شد.

با خوشحالی و هیجان در صدایش گفت: «والنتینا، خیلی خوب شد، منتظرت بودم. از تو دعوت می‌کنم که بیایی و با من جشن بگیری. امروز، من برکت خاص و ارتقای ویژه‌ای از جانب خداوند دریافت می‌کنم.»

با خودم فکر کردم: «خب، او در ماه ژانویه ۱۰۰ ساله می‌شد. شاید به همین دلیل باشد. چیز دیگری نمی‌دانستم.»

او گفت: «در را ببند و با من بیا.»

گفتم: «اما نمی‌توانم آن را قفل کنم.» سعی کردم در کلیسا را قفل کنم، اما نتوانستم چون در از نوع لولایی بود.

او پاسخ داد: «نگران نباش، قفلش نکن.»

دنبالش رفتم و با چند نفر که همگی سفیدپوش بودند روبرو شدیم. آن‌ها شبیه فرشته‌ها بودند.

او گفت: «تو بخشی از این جشن برای آن برکت خاص و ارتقایی هستی که قرار است امروز دریافت کنم.»

گفتم: «اوه، پدر، ممنونم که مرا دعوت کردید.» به اطراف نگاه کردم، اما هیچ‌کس را در آنجا نشناختم.

پدر والریان خیلی خوشحال بود. سپس به کلیسا برگشتیم.

متوجه مقدار زیادی پارچه کتان سفید در مقابل آیین مقدس شدم. با خودم فکر کردم چه کسی آن را آنجا گذاشته است و تصمیم گرفتم آن را کنار بزنم. معنای این کار برای من توضیح داده نشد.

سپس برگشتم و دیگر پدر والریان را ندیدم. اما بقیه افراد آنجا بودند.

سپس فرشته مرا به خانه بازگرداند.

کمی بعد در طول روز، در مراسم قداس شرکت کردم. با فکر کردن به ملاقات صبحم با پدر والریان، تصمیم گرفتم قداس را به نیت او و به شکرانه برای آن برکت خاصی که قرار است در آسمان دریافت کند، برگزار کنم.

گفتم: «خداوندا، او را در آسمان متبرک کن.»

خداوند عیسی بسیار شادمان بود و بلافاصله پاسخ داد: «والنتینا! می‌خواهم خبر خوبی به تو بدهم. پدر والریان امروز به خاطر پیام‌هایی که ما از آسمان به تو می‌دهیم و اکنون در سراسر اسلوونی بسیار گسترش یافته‌اند، در آسمان ارتقا می‌یابد.»

«پدر والریان با تمام قلبش به تو ایمان داشت، او راهنمای معنوی تو بود و تو متعلق به کلیسای او بودی. او تو را می‌شناخت و شما با هم در ارتباط بودید — به همین دلیل است که او از تو دعوت کرد تا بخشی از این جشن باشی.»

گفتم: «اوه خداوند، من نمی‌دانستم که چنین اتفاقاتی در آسمان می‌افتد.»

خداوند عیسی توضیح داد: «بله، از طریق تو و از طریق پیام‌هایی که مردم اسلوونی شروع به خواندنشان کرده‌اند، کلام مقدس و حقیقی من اکنون در سرزمین مادری او یعنی اسلوونی در حال گسترش است. این بسیار قدرتمند است و به همین دلیل، او امروز برکشیده شده است.»

گفتم: «خداوندا، من بسیار غرق در احساس هستم و از تو برای آن سپاسگزارم.»

او گفت: «پدر والریان در آسمان بسیار شاد است.»

منبع: ➥ valentina-sydneyseer.com.au

متن این وب‌سایت به طور خودکار ترجمه شده است. از هرگونه خطا پوزش می‌طلبیم و لطفاً به ترجمه انگلیسی مراجعه کنید