بچهها، مریم پاکیزهٔ مادری همه ملتها، مادر خدا، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمگران و مادر مهربان تمام بچههای زمین، نگاه کنید، بچهها، امروز او به شما میآید تا از شما عشق بگذارد و برکت دهد.
بچهها، ملتهای زمین، دل من درد دارد، بسیار درد دارد!
چشمانم دیگر نمی喫 میتوانند این کشتارهای جنگ را ببیند!
یک بار دیگه به آنهایی که خودشان قدرتمند میپناهند، "احمقها، چه کاری انجام میدهید؟ از درگیریهای خود دست بردارید، زنان را با بمبکشتن نمی喫 فراموش کنید که زنان شما را زایدهاند. هیچیک رو به روی کسی نگاه نمی喫 میکنید، بر تخت سلطنتنشینان نشستهاید بدون اینکه دستانتان آلوده شود. آره، شاید دستهایتون پاک باشند، اما جانها و وجدانهایتون سیاه است برای تمام بچههایی که با بمبکشتنشان کشتار کردهاید.
کافیست! متوقف شوید! این زمین به جهنم تبدیل شدهاست، هر جا چشمهایم نگاه میکنم درگیری و قحطی است، شما چطور همچنان چنین ادامه دهید؟ نمی喫 فهمیدهاید که همه چیز براتان برگشته خواهد شد؟ سخن بگویید، دیپلمات باشید، بمب را ممنوع کنید، برای آنچه کردهاید و هنوز میکنید توبه نمایید، راه خدا را دنبال کنید تا از شیطان دور شوید که دستهایتون را مسلح کرد، دلهایتو سخت کرد و ذهنهاتون رو پوشاندهاست.
خوب باشید، به مردم نزدیک شوید و در برابرشان احساس کنید. یک حرکت که از قلب میآید. آیا هرگز قادر خواهید بود این کار را انجام دهید؟ تنها هنگامی که به دل مقدسترین عیسی برگرداندهاید توانایی آن را دارید. برگشتم بچهها و اجازه بدهید عیسی با بالم خودت بازسازیکننده، دلهاتان و ذهنتان را شکل دهد تا در نهایت این دشمنیهای زمین پایان یابد. توبه کنید، زمان خواهد آمد که شجاعت دیدار با پدر آسمانی ندارید!”
ستمغالی به پدر، پسر و روحالقدس.
بچهها، مادر مریم همهتان را دیده و از عمق دلش محبت کردهاست.
برکت میدهم.
دعایید، دعایید، دعا کنید!
مادونا با لباس تاریک خاکستری پوشیده بود، تاج دوازده ستاره بر سرش نبود، او خم شده و دستهایش را روی سینهاش گذاشته بود و زیر پایش فرزندانش که در پارچهای تیره پوشانده بودند.